انتخاب سیستم تهویه مطبوع، بهویژه در پروژههای ساختمانی مدرن که بهرهوری انرژی به یک استاندارد غیرقابلچشمپوشی تبدیل شده است، فراتر از یک خرید ساده ساختمانی بوده و در واقع یک سرمایهگذاری استراتژیک برای دهههای آینده محسوب میشود. فنکویلهای سقفی به دلیل جانمایی در سقف کاذب و بهینهسازی فضای مفید ساختمان محبوبیت بسیار بالایی دارند اما همین پنهان بودن از دید، گاهی باعث میشود سازندگان و مالکان در انتخاب جزئیات فنی آن دچار سهلانگاری شوند که در نهایت به شکل ارقام نجومی در قبضهای برق و هزینههای تعمیرات ظاهر میگردد.
نخستین و شاید مهلکترین اشتباهی که میتواند توازن مالی یک پروژه را برهم بزند، عدم تطابق دقیق ظرفیت هوادهی و برودتی فنکویل با نیاز واقعی فضای مورد نظر است. بسیاری از خریداران با این تصور اشتباه که ظرفیت بالاتر همواره بهتر است، دستگاههایی بزرگتر از نیاز فضا انتخاب میکنند که این امر منجر به پدیده روشن و خاموش شدنهای پیاپی یا همان ترموستات کردن مکرر میشود. در این حالت، الکتروموتور دستگاه هر بار برای غلبه بر اینرسی سکون و استارت مجدد، جریان برق بسیار بالایی مصرف میکند که در طولانیمدت نه تنها استهلاک قطعات برقی را به شدت افزایش میدهد، بلکه ضریب توان شبکه را نیز مختل کرده و هزینههای گزافی را به مصرفکننده تحمیل میکند، در حالی که یک انتخاب هوشمندانه بر اساس محاسبات دقیق بار حرارتی میتوانست دستگاه را در حالت بهینه و با مصرفی یکنواخت نگه دارد.
دومین خطای رایج که به طور مستقیم با راندمان سیستم در ارتباط است، نادیده گرفتن نوع الکتروموتور و تکنولوژی بهکار رفته در فنهای دستگاه است. در بازار فعلی هنوز فنکویلهایی با موتورهای قدیمی و راندمان پایین عرضه میشوند که در مقایسه با نسل جدید موتورهای با راندمان بالا، اتلاف انرژی حرارتی بسیار زیادی دارند. موتورهای بیکیفیت به دلیل اصطکاک بالا و طراحی ضعیف سیمپیچ، بخش بزرگی از انرژی الکتریکی را به جای تبدیل به نیروی محرکه دورانی، به گرما تبدیل میکنند که این گرمای مازاد خود به بار برودتی فضا اضافه شده و سیستم را مجبور به کارکرد بیشتر میکند. علاوه بر این، عدم توجه به بالانس استاتیکی و دینامیکی فنها باعث میشود موتور انرژی بیشتری برای چرخاندن پروانهها صرف کند و لرزشهای ایجاد شده در بدنه دستگاه، علاوه بر تولید آلودگی صوتی آزاردهنده، باعث هدررفت انرژی مکانیکی میشود که مستقیماً در قبض برق ماهانه خودنمایی خواهد کرد.
اشتباه سوم که اغلب از نگاهها پنهان میماند، بیتوجهی به افت فشار استاتیکی سیستم توزیع هوا و عدم هماهنگی آن با قدرت پرتاب باد فنکویل است. وقتی یک فن کویل سقفی با فشار استاتیکی پایین برای فضایی انتخاب میشود که دارای کانالکشی طولانی یا زانوهای متعدد است، دستگاه فشار مضاعفی را تحمل میکند تا جریان هوا را از میان موانع عبور دهد. این فشار بیش از حد به موتور باعث میشود که دستگاه برای رسیدن به دمای مطلوب زمان بسیار بیشتری روشن بماند و در حالت فشار کامل کار کند. در مقابل، اگر دستگاهی با فشار استاتیکی بسیار بالاتر از نیاز انتخاب شود، سرعت جریان هوا در کانالها از حد مجاز فراتر رفته و علاوه بر ایجاد صدای زوزه، باعث میشود که تبادل حرارتی مناسب در کویل صورت نگیرد و کمپرسور چیلر مرکزی یا پمپهای سیستم برای جبران این نقص، زمان بیشتری در مدار باقی بمانند که این زنجیره از اشتباهات فنی، بازدهی کل سیستم سرمایشی ساختمان را به شدت تنزل میدهد.
چهارمین عامل کلیدی در افزایش هزینهها، انتخاب دستگاههایی است که از کویلهای غیراستاندارد با تراکم فین نامناسب یا لولههای مسی با ضخامت کم بهره میبرند. سطح تبادل حرارتی قلب تپنده یک فنکویل است و اگر این سطح به دلیل طراحی ضعیف یا استفاده از متریال ارزانقیمت محدود شده باشد، سیال سرد ورودی نمیتواند سرمای خود را به طور کامل به جریان هوای عبوری منتقل کند. در چنین شرایطی، کاربر برای رسیدن به دمای آسایش مجبور است دور فن را همواره در حالت حداکثری قرار دهد که این کار مصرف برق را به صورت نمایی بالا میبرد. همچنین، رسوبگیری سریع در کویلهای غیراستاندارد به دلیل عدم وجود پوششهای محافظتی ضدخوردگی، مسیر جریان آب را تنگ کرده و پمپهای سیرکولاسیون ساختمان را مجبور به صرف انرژی الکتریکی بسیار بیشتری برای به گردش درآوردن آب در کل مدار میکند که این هزینههای پنهان اغلب توسط مصرفکننده نادیده گرفته میشود.
در نهایت، پنجمین اشتباه استراتژیک، غفلت از سیستمهای کنترلی هوشمند و ترموستاتهای دقیق است. بسیاری از افراد برای کاهش هزینههای اولیه پروژه، از ترموستاتهای مکانیکی ساده یا سیستمهای کنترل آنالوگ استفاده میکنند که حساسیت پایینی دارند و تفاوت دمای زیادی بین حالت روشن و خاموش شدن دستگاه ایجاد میکنند. این عدم دقت باعث میشود محیط گاهی بیش از حد سرد و گاهی گرم شود و سیستم دائماً در حال جبران خطاهای دمایی باشد. یک فن کویل سقفی پیشرفته اگر به سیستم کنترل هوشمند مجهز نباشد، پتانسیلهای صرفهجویی خود را از دست میدهد. نبود امکاناتی نظیر زمانبندی کارکرد یا حسگرهای حضور افراد باعث میشود دستگاه در ساعاتی که نیازی به تهویه نیست با تمام توان کار کند و این یعنی سوختن سرمایه و انرژی در فضاهای خالی که در انتهای ماه، خود را در قالب ارقام تکاندهنده قبضهای برق نشان میدهد. بنابراین، تولید و انتخاب فنکویل باید با دیدگاهی سیستمی و با در نظر گرفتن تمام جزئیات فنی از موتور و بدنه گرفته تا سیستمهای کنترلی انجام شود تا آسایش حرارتی با کمترین هزینه ممکن به دست آید.




